silb25_535.jpeg

پدرم

وقتی دلم می گیرد....

به آسمان آبی می نگرم....

تا شاید آرام گیرم....

قلم به دست می گیرم و شروع به نوشتن می کنم....

تا شاید آرام گیرم....

با خدا صحبت می کنم....

تا شاید آرام گیرم....

گریه می کنم....

تا شاید آرام گیرم....

اما غافل از اینکه هیچ کدام از اینها دل گرفته ی مرا

تسکین نمی دهد....

 تنها چیزی که می تواند آرامش بخش باشد....

وجود آن کسی است  که...

 دلم برایش گرفته. ...

پس یعنی من تا ابد دلم گرفته است؟؟؟؟؟؟

سال پدرم نزدیک است نفسم بالا نمی آید

 و من یک سال پیرتر شدم

1470141_639813676078957_454797870_n.jpg

من شرمسار این همه تحملم در نبودنت

من خود به چشم خویشتن دیدم

که جانم میرود دیدم

که جانم میرود

 و امروز92/10/18 شد

 خدا به ما صبری دیگر عطا کند

4zd8ryu.jpg